جنگها و بحرانهای گسترده، پیامدهای روانشناختی عمیقی برای افراد و جوامع بر جای میگذارند. پایان درگیریهای فیزیکی، بهمعنای پایان تأثیرات روانی نیست. این مقاله به بررسی نقش و وظیفه روانشناسان در مرحله پساجنگ میپردازد و تأکید دارد که مداخلات روانی در این دوره، نقشی اساسی در بازسازی فردی و اجتماعی ایفا میکند.
در صورت تمایل می توانید به فایل صوتی این محتوا گوش دهید
نویسنده این مقاله: دکتر محمدباقر سبطالشیخ _ روانشناس، نوروتراپیست و زوجدرمانگر
نقش کلیدی روانشناسان در بازسازی روانی جامعه پس از جنگ
جنگ بهعنوان یکی از شدیدترین اشکال بحران، باعث بروز اختلالات روانی عمیق، آسیبهای عاطفی، و گسستهای اجتماعی میشود. با پایان جنگ، جامعه وارد مرحلهای میشود که نیازمند درمان، ترمیم و بازسازی روانی است (Hobfoll et al., 2007). روانشناسان بهعنوان متخصصان سلامت روان، مسئولیت اصلی را در این فرآیند بر عهده دارند.
ارزیابی روانی و شناسایی اختلالات
نخستین گام در دوره پسابحران، ارزیابی سریع و علمی سلامت روان افراد است. این ارزیابی میتواند شامل غربالگری اختلالات شایعی چون PTSD، افسردگی، اضطراب، و رفتارهای پرخطر باشد (Neria, Nandi, & Galea, 2008). ابزارهای استاندارد روانسنجی باید در مقیاس وسیع استفاده شوند تا افراد نیازمند مداخله سریع شناسایی گردند.
ارائه کمکهای اولیه روانشناختی (PFA)
“کمکهای اولیه روانشناختی” (Psychological First Aid) یک رویکرد علمی برای مواجهه با افراد آسیبدیده در روزها و هفتههای اولیه پس از بحران است (Brymer et al., 2006). هدف این مداخلات، کاهش فشار روانی اولیه، فراهمسازی حس امنیت، و افزایش تابآوری است.
بازسازی روابط خانوادگی و اجتماعی
جنگ اغلب به گسستهای ارتباطی منجر میشود. روانشناسان باید از طریق زوجدرمانی، خانوادهدرمانی، و کار با گروههای اجتماعی، در بازسازی شبکههای حمایتی نقش فعالی ایفا کنند
درمان تخصصی اختلالات روانی
اختلالات روانی مزمن پس از جنگ نیازمند مداخلات بالینی هدفمند هستند. درمان شناختی–رفتاری (CBT)، درمان مبتنی بر ذهنآگاهی، و درمان EMDR از جمله رویکردهای مؤثر برای PTSD و اختلالات همراه شناخته شدهاند
بازآفرینی معنا، امید و هدف
یکی از تبعات روانشناختی جنگ، فروپاشی معنای زندگی است. در این شرایط، روانشناسان میتوانند از معنادرمانی (Logotherapy) و درمانهای مبتنی بر ارزشها برای بازسازی امید و هدف در زندگی بهره گیرند.
آموزش، آگاهیبخشی و پیشگیری
وظیفه دیگر روانشناسان در دوره پساجنگ، طراحی و اجرای برنامههای آموزش عمومی در زمینه سوگ، مقابله با بحران، تابآوری، و مهارتهای زندگی است. این اقدامات نقش مهمی در کاهش آسیبهای ثانویه دارند.
مراقبت از خود روانشناسان
روانشناسان نیز در معرض فرسودگی شغلی، همدلی افراطی و خستگی ثانویه هستند بنابراین، مراقبت از خود، دریافت حمایت حرفهای (سوپرویژن)، و شرکت در گروههای همکار برای آنان الزامی است.
نتیجهگیری
پایان جنگ آغازگر مرحلهای نوین از مداخلات روانی است. روانشناسان در این مسیر، نقش کلیدی در بهبود فردی، ترمیم اجتماعی و بازگشت جامعه به وضعیت پایدار ایفا میکنند. رویکردهای علمی، انسانی و سیستماتیک، پایهگذار جامعهای مقاومتر و آگاهتر خواهند بود.
منابع
Brymer, M., Jacobs, A., Layne, C., Pynoos, R., Ruzek, J., Steinberg, A., … & Watson, P. (2006). Psychological First Aid: Field Operations Guide. National Child Traumatic Stress Network and National Center for PTSD.
Figley, C. R. (1995). Compassion fatigue: Coping with secondary traumatic stress disorder in those who treat the traumatized. Brunner/Mazel.
Frankl, V. E. (1985). Man’s search for meaning. Washington Square Press.
Hayes, S. C., Strosahl, K. D., & Wilson, K. G. (2006). Acceptance and commitment therapy: An experiential approach to behavior change. Guilford Press.
Hobfoll, S. E., Watson, P., Bell, C. C., Bryant, R. A., Brymer, M. J., Friedman, M. J., … & Ursano, R. J. (2007). Five essential elements of immediate and mid–term mass trauma intervention: Empirical evidence. Psychiatry: Interpersonal and Biological Processes, 70(4), 283–۳۱۵.
Neria, Y., Nandi, A., & Galea, S. (2008). Post-traumatic stress disorder following disasters: a systematic review. Psychological medicine, 38(4), 467–۴۸۰.
سوالات متداول
زیرا بسیاری از آسیبهای روانی ناشی از جنگ، مانند PTSD، اضطراب یا افسردگی، پس از اتمام درگیریها تازه خود را نشان میدهند و نیازمند درمان طولانیمدت هستند.
روانشناسان مسئول ارزیابی سلامت روان، مداخلات درمانی، آموزش عمومی، بازسازی روابط اجتماعی و ایجاد حس معنا در زندگی بازماندگان هستند.
PFA یک مداخله فوری و کوتاهمدت است که در روزها و هفتههای اولیه پس از بحران، برای کاهش استرس و افزایش حس امنیت ارائه میشود.
درمان شناختی-رفتاری (CBT)، EMDR، ذهنآگاهی و معنادرمانی از جمله روشهای مؤثر برای درمان اختلالات پس از جنگ هستند.
بله، چون جنگ اغلب به گسست روابط منجر میشود و درمانهای خانوادگی میتوانند پیوندهای آسیبدیده را ترمیم کنند.