افسردگی سایکوتیک یا «افسردگی روانپریشانه» یکی از انواع افسردگی است که دارای علائم شدیدی است. این نوع از افسردگی ترکیبی از نشانههای اختلال افسردگی اساسی و علائم روانپریشی مانند هذیان یا توهم را دارد و به همین دلیل از نظر شدت و خطر، یکی از جدیترین اختلالات خلقی محسوب میشود. آشنایی با این اختلال و درمان افسردگی سایکوتیک بسیار اهمیت دارد تا افراد بتوانند با مشاهده علائم هرچه سریعتر اقدام کنند. در این مقاله به شکل کامل به افسردگی سایکوتیک خواهیم پرداخت.
افسردگی سایکوتیک چیست؟
افسردگی سایکوتیک یک اختلال سلامت روان محسوب میشود که با علائم روانپریشی همراه است. بر اثر این افسردگی فرد در طول یک دوره افسردگی، حالت روانپریشی یا سایکوز را تجربه میکند. منظور از سایکوز یا روانپریشی یک حالت روانی است که بر اثر آن ارتباط فرد با واقعیت دچار اختلال شده و علائمی همچون هذیان (باورهای نادرست و غیرقابلاصلاح) یا توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود خارجی ندارند) بروز مییابد. در واقع در افسردگی سایکوتیک فرد علاوه بر خلق پایین، ناامیدی، کاهش انرژی و سایر نشانههای افسردگی، دچار اختلال در درک واقعیت نیز میشود.
از هر چهار نفری که به دلیل افسردگی در بیمارستان بستری میشوند یک نفر تحت تأثیر افسردگی روانپریشی است. حدود ۰.۴ افراد بزرگسال افسردگی روانپریشی دارند و ۳ درصد از افراد بالای ۶۰ سال این اختلال را تجربه میکنند.
علائم افسردگی سایکوتیک
علائم افسردگی سایکوتیک به دو دسته علائم افسردگی و علائم سایکوز دستهبندی میشوند:
علائم افسردگی
این علائم شامل طیف وسیعی از علائم مختلف است که در هر فرد به شکل متفاوتی دیده میشود و شدت آن میتواند از خفیف تا شدید باشد. علائم افسردگی به طور معمول شامل موارد زیر است:
- احساس بیارزشی، درماندگی، نفرت از خود یا گناه
- تغییرات ناگهانی در اشتها و کاهش یا افزایش وزن
- غمگین بودن، احساس پوچی یا ناامیدی مداوم
- ازدستدادن علاقه نسبت به فعالیتهایی لذتبخش گذشته
- احساس خستگی طولانیمدت و نداشتن انرژی
- مشکلات خواب، از جمله خواب بسیار زیاد یا کم خوابی
- تغییرات در حرکت، مثل کندی حرکت
- خودآزاری یا تجربه افکار مرگ و خودکشی
- مشکل در تفکر، تمرکز یا تصمیمگیری
- اختلال در عملکرد جنسی
- مشکلات جسمی، مانند سردرد، معده درد یا یبوست
- تحریکپذیری، بیقراری یا افزایش حرکات بیهدف
علائم سایکوز
همانطور که گفته شد سایکوز به علائمی گفته میشود که در اثر از دست دادن ارتباط فرد با واقعیت رخ میدهند. از جمله این علائم موارد زیر هستند:
- هذیان: باور غلط یا اعتقاد به چیزهایی که حقیقت ندارندمانند باور داشتن به نیروی خارجی که در حال کنترل کردن فرد است.
- توهم: تجربه ادراکات حسی نادرست همچون دیدن، شنیدن یا احساس چیزهایی که وجود خارجی ندارند.
- حالت گیجی: به شکلی که فرد قادر به صحبت، حرکت یا پاسخ دادن به محیط نیست.
- اختلال روانی – حرکتی: مانند کندی افکار، حرکات و احسا سات
- رفتار و گفتار آشفته
افسردگی سایکوتیک از نظر متخصصان سلامت روان
از نظر متخصصان سلامت روان افسردگی سایکوتیک به دو دسته زیر تقسیم میشود:
افسردگی اساسی با علائم روانپریشی سازگار با خلقوخو
در این وضعیت هذیانها و توهمات فرد با عواطف و احساسات ناشی از افسردگی انطباق دارند؛ به طور مثال هذیانهای فرد با موضوعاتی همچون بیارزشی، ناامیدی و ترس از بیماری و مرگ ارتباط دارد.
افسردگی اساسی با علائم روانپریشی سازگار با خلقوخو
در این وضعیت هذیانها و توهمات فرد در تضاد با احساسات مرتبط با افسردگی هستند؛ به این معنی که فرد ممکن است صداهایی را بشنود که در حال تعریف کردن از او هستند و یا بوی خوشایندی را احساس کند.
ویژگیهای رفتاری افراد دارای اختلال سایکوتیک
افسردگی سایکوتیک میتواند باعث بروز رفتارهای مشخصی در افراد شود که این رفتارها به شرح زیر هستند:
- ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران به دلیل گفتار آشفته فرد
- افزایش تحریکپذیری و زود عصبانی شدن
- ترجیح دادن تنهایی، کنارهگیری و انزوای اجتماعی
- دشواری در انجام وظایف شغلی، کاهش بهرهوری و غیبتهای مکرر
- عدم توجه به رژیم غذایی متعادل به دلیل پر اشتهایی یا کماشتهایی
- به هم ریختن ساعات خواب همچون خوابیدن در طول روز یا شب بیداری
- مشکل در مراقبت از خود و عدم رعایت بهداشت شخصی همچون حمام نکردن
- احساس گیجی و افزایش احساس اضطراب
علل بروز افسردگی سایکوتیک
اختلال افسردگی سایکوتیک اختلالی چند وجهی است که میتواند در هر فردی بروز پیدا کند و در واقع چندان مشخص نیست که علت آن چیست. با این حال مجموعهای از عوامل را در ابتلا به این افسردگی مؤثر میدانند که این عوامل به شرح زیر هستند:
ژنتیک
احتمال بروز افسردگی روانپریشانه در افرادی که سابقه این اختلال در خانواده آنها وجود دارد بیشتر است. همچنین دانشمندان امروزه مکانهای خاصی را بر روی کروموزومها یافتهاند که در ابتلا به این افسردگی تأثیر بالایی دارند.
عوامل بیولوژیکی
از دیگر علل ابتلا به افسردگی سایکوتیک ایجاد تغییرات و ناهنجاریها در مغز مانند عدم تعادل در سطح انتقالدهندههای عصبی مثل سروتونین، دوپامین و نوراپینفرین است. همچنین سطح بالای هورمون استرس یعنی کورتیزول نیز میتواند باعث این افسردگی گردد.
عوامل روانی
داشتن تروما در کودکی همچون محرومیت هیجانی، بزرگ شدن در یک خانواده بد رفتار یا ناامن و یا سوءاستفاده میتواند بر نحوه واکنش مغز به استرس اثرگذار باشد. همچنین تجربه استرس شدید هنگام رویارویی با برخی رویدادهای زندگی همچون مقابله با یک بیماری مزمن، از دست دادن فرزند یا طلاق، اثرات منفی بر سلامت روان دارند و احتمال ابتلا به افسردگی سایکوتیک را بالا میبرند.
عوامل اجتماعی
شرایط بد زندگی، استرس مالی مداوم و مواردی از این دست میتوانند در ابتلا به افسردگی سایکوتیک اثرگذار باشند. افراد دارای وضعیت اجتماعی – اقتصادی پایینتر از آنجایی که در معرض مشکلات اقتصادی بیشتر هستند احتمال ابتلای بیشتری به افسردگی سایکوتیک دارند.
از دیگر عواملی که ریسک ابتلا به این اختلال را بالا میبرند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- افزایش سن؛ بزرگسالان و افراد مسن بیشتر در معرض این اختلال هستند.
- عوارض جانبی داروها، مواد مخدر و الکل
- زنان و افراد تراجنسیتی
- داشتن سابقه خانوادگی در ابتلا به اختلالات روانی
- عدم وجود حمایت اجتماعی و نداشتن دوستان نزدیک
- بروز تغییرات هورمونی همچون دوران
- داشتن ویژگیهای خاص شخصیتی همچون انعطافناپذیری
راه تشخیص افسردگی روان پریشانه یا سایکوتیک
تشخیص افسردگی روانپریشانه نقش مهمی در درمان این بیماری دارد. برای تشخیص باید حتماً به سراغ متخصصین سلامت روان همچون روانشناسها و روانپزشکها رفت تا از طریق ارزیابیهای بالینی این اختلال را بررسی کنند. برای تشخیص این اختلال ابتدا معیارهای افسردگی اساسی در فرد بررسی میشود و در صورت برآورده شدن این معیارها و اینکه فرد دچار توهم، هذیان و یا هر دو آنها است افسردگی سایکوتیک تشخیص داده میشود.
بر اساس مطالعات فرد باید حداقل ۵ مورد از علائم زیر را در دو هفته گذشته داشته باشد تا بتوان افسردگی روانپریشانه را در او تشخیص داد. این علائم باید در افت عملکرد فرد تأثیر داشته باشند و نباید ناشی از شرایط یا بیماری دیگر باشند. از جمله این افکار موارد زیر هستند:
- خلق افسرده با احساسات دیگری همچون پوچی، غمگینی یا ناامیدی
- کاهش یا افزایش قابل توجه وزن بدون دلیل مشخص
- کاهش قابل توجه علاقه یا لذت نسبت بهبیشتر فعالیتها
- بیخوابی یا پرخوابی
- از دست دادن انرژی
- کاهش توانایی تفکر یا تمرکز یا عدم تصمیمگیری
- بیقراری یا کندی روانی حرکتی قابل مشاهده توسط دیگران
- افکار مکرر مرگ یا خودکشی یا اقدام برای خودکشی
- کاهش یا افزایش اشتها
- احساس بیارزشی یا احساس گناه
علاوه بر موارد فوق برخی از متخصصین سلامت روان از برخی روشهای تشخیص استفاده میکنند. مقیاس ارزیابی افسردگی سایکوتیک یکی از آنها است که یک مقیاس ۱۱ مادهای است و همزمان علائم افسردگی و علائم سایکوز را پوشش میدهد.
از آنجایی که افسردگی روانپریشانه در برخی علائم با دیگر افسردگیها شباهتهایی دارد بسیار مهم است که برای تشخیص آن به متخصصان سلامت روان در کلینیکهای تخصصی همچون کلینیک پایا مراجعه کرد.
آیا افسردگی سایکوتیک یا روان پریشانه درمان میشود؟
مقالات منتشر شده نشان میدهند که افسردگی سایکوتیک قابلیت درمان دارد و با یک درمان مناسب بیمار میتواند به کنترل علائم بپردازد و یک زندگی سالم و رضایتبخش را تجربه کند. پس از شروع درمان چند ماه زمان میبرد تا بیمار علائمی بهبودی را در خود مشاهده کند. این افسردگی در مقایسه با دیگر انواع شدیدتر است و احتمال عود مجدد آن بیشتر و به همین دلیل لازم است بیمار پس از درمان افسردگی سایکوتیک همچنان تحت نظر باشد.
راههای درمان بیماری سایکوتیک
برای درمان افسردگی سایکوتیک روشهای درمان مختلفی وجود دارد. از جمله مهمترینها باید به موارد زیر پرداخت:
روان درمانی
یکی از روشهای درمان افسردگی روانپریشانه، رواندرمانی است هرچند به تنهایی نمیتواند در درمان مؤثر باشد. این روش به عنوان یک رویکرد حمایتی سودمند شناخته میشود و از آن در ترکیب با دیگر درمانها و داروها استفاده میکنند. رواندرمانی یک فضای امن را برای فرد ایجاد میکند تا احساسات و تجربیات ناراحتکننده خود را به اشتراک بگذارد. همچنین درمانگر در این روش میتواند به فرد راهکارهایی را برای مقابله با توهم و هذیان آموزش دهد.
رواندرمانی با استفاده از درمان شناختی رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، فعالسازی رفتاری، درمان روان پویشی و خانوادهدرمانی به فرد برای کنترل اختلال سایکوتیک کمک میکند.
رواندرمانی، بهویژه درمان شناختی – رفتاری (CBT)، به فرد کمک میکند افکار منفی و باورهای تحریفشده را شناسایی و اصلاح کند. در موارد سایکوتیک، رواندرمانی معمولاً پس از کنترل نسبی علائم حاد با دارو آغاز میشود.
درمان الکتروشوک (ECT)
این روش به عنوان یک درمان ایمن و مؤثر شناخته میشود که توسط آن مغز بیمار با یک جریان الکتریکی کنترل شده تحریک میگردد. این جریان الکتریکی با ایجاد یک تشنج خفیف در سطوح انتقالدهندههای عصبی در مغز تأثیر میگذارد و باعث تنظیم میزان ترشح آنها میشود. درمان الکتروشوک نقش مهمی در کنترل افکار خودکشی، هذیان، توهم و کاتاتونیا دارد؛ اما ممکن است با عوارضی همچون حالت تهوع، سردرد، خستگی یا از دست دادن حافظه کوتاه مدت همراه باشد.
دارودرمانی
از داروهای مختلفی برای درمان افسردگی سایکوتیک استفاده میشود که شامل داروهای ضدافسردگی و داروهای ضد روانپریشی هستند. این داروها نقش مؤثری در تعادل انتقالدهندههای عصبی در مغز دارند که نقش آنها تنظیم توانایی مغز برای درک و سازماندهی اطلاعات در مورد دنیای اطراف است. از جمله داروهای ضدافسردگی که در فرایند درمان ممکن است تجویز شوند موارد زیر هستند:
- مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)مانند فلوکستین، پاروکستین و سیتالوپرام
- مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نورآدرنالین (SNRIs) مانند دوسونلافاکسین، ونلافاکسین و دولوکستین
- آگونیستهای انتخابی گیرنده سروتونین
- آنتاگونیستهای گیرنده (NMDA) شامل دکسترومتورفان و بوپروپیون
از جمله داروهای ضد روانپریشی مورد استفاده در پروسه درمان نیز میتوان به مواردی همچون آسناپین، اولانزاپین، آریپیپرازول، کاریپرازین، کوتیاپین یا ریسپریدون اشاره کرد.
از آنجایی که برخی از این داروها میتوانند با عوارض جانبی شدیدی همچون افزایش وزن، اختلال عملکرد جنسی و افکار و رفتارهای خودکشی همراه باشند به هیچ عنوان مصرف خودسرانه آنها پیشنهاد نمیشود و باید حتماً این داروها توسط متخصص تجویز شوند.
بستریشدن در بیمارستان
اگر فرد علائم روانپریشی شدیدی داشته باشد و یا افکار و رفتارهای مداوم در رابطه با آسیب رساندن به خود یا دیگران را تجربه کند ممکن است لازم باشد تا در بیمارستان روانپزشکی بستری شود. این تصمیم نقش مهمی در ایمنی و تثبیت وضعیت روانی فرد دارد.
تغییر سبک زندگی
تغییر سبک زندگی به اقداماتی همچون تنظیم ساعت خواب، افزایش فعالیت بدنی، افزایش کیفیت خواب، داشتن رژیم غذایی سالم، دریافت حمایت اجتماعی، و اجتناب از الکل و مصرف مواد گفته میشود که میتوانند در کنار درمانهای اصلی نقش مهمی را ایفا کنند.
تفاوت افسردگی سایکوتیک با انواع دیگر افسردگی
افسردگی سایکوتیک با دیگر انواع افسردگی به دلیل وجود علائم سایکوز تفاوت دارد. در حالی که در افسردگی معمولی فرد ارتباط خود را با واقعیت همچنان حفظ کرده در نوع سایکوتیک اختلال در ادراک واقعیت وجود دارد. این افسردگی بسیار شدیدتر است و میتواند عملکرد روزانه فرد را مختل کند؛ به شکلی که بیمار نیاز به مراقبتهای پزشکی و حتی بستری شدن داشته باشد. در این افسردگی بر خلاف افسردگی معمولی بیمار ممکن است افکار آسیبرسان به خود و دیگران و یا افکار خودکشی داشته باشد و همین مسئله باعث تفاوت بیشتر این افسردگی از دیگر انواع افسردگی میشود.
طول درمان بیماری سایکوتیک
طول درمان اختلال سایکوتیک با توجه به شدت و نوع بیماری متفاوت است. به طور معمول در موارد با شدت کم تا متوسط بهبودی در عرض چند هفته تا چند ماه به طول میانجامد. در موارد شدید ممکن است نیاز به روند درمان طولانیتر و حتی مراقبتهای نگهدارنده باشد.
درمان افسردگی سایکوتیک در کلینیک تخصصی
ازآنجاکه تشخیص درمان افسردگی سایکوتیک از اهمیت بالای برخوردار است، بسیار مهم است افراد مبتلا به کلینیکهای تخصصی روانشناسی همچون کلینیک پایا مراجعه کنند. در این کلینیک متخصصان باسابقه و پرتجربهای همچون دکتر «حسین فوده» به همراه دیگر همکاران خود به تشخیص درست این بیماری پرداخته و اقدامات لازم را برای درمان آغاز میکنند.
کلام پایانی
افسردگی سایکوتیک یکی از شدیدترین انواع افسردگی به شمار میرود که با علائم روانپریشی همچون هذیان و توهم همراه است. این افسردگی باعث اختلال در عملکرد فرد میشود و خطر خودکشی را افزایش میدهد. تشخیص به موقع این بیماری نقش مهمی در درمان آن دارد که با استفاده از دارودرمانی، رواندرمانی، ECT و حمایت تخصصی انجام میگیرد.
اگر فردی علائم افسردگی شدید همراه با اختلال در درک واقعیت را تجربه میکند، مراجعه فوری به متخصص سلامت روان برایش ضروری است. آگاهی، درمان بهموقع و حمایت خانواده میتواند مسیر بهبودی را هموار کند و کیفیت زندگی فرد را به طور چشمگیری بهبود بخشد.
سوالات متداول
افسردگی سایکوتیک نوعی اختلال افسردگی اساسی است که علاوه بر علائم شدید خلقی، با نشانههای روانپریشی مانند هذیان یا توهم همراه است. در حالیکه افسردگی معمولی چنین علائمی ندارد.
علاوه بر غم عمیق، بیانگیزگی و اختلال خواب، فرد ممکن است دچار هذیانهای منفی (مثل احساس گناه شدید یا بیارزشی غیرواقعی) یا توهم شنیداری شود.
ترکیبی از عوامل ژنتیکی، عدم تعادل شیمیایی مغز، استرسهای شدید زندگی و سابقه اختلالات خلقی میتواند در بروز این بیماری نقش داشته باشد.
درمان معمولاً شامل ترکیبی از داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدروانپریشی است. در برخی موارد شدید، درمان با شوک الکتریکی (ECT) نیز توصیه میشود.