طرحواره درمانی یکی از رویکردهای درمانی است که به شکل تخصصی به الگوهای عمیقی میپردازد که به آنها طرحواره گفته میشود. این طرحوارهها از دوران کودکی در ناخودآگاه فرد شکل گرفتهاند و تا بزرگسالی ادامه یافتهاند. طرحواره درمانی به شناسایی و اصلاح الگوهای فکری ناسازگارانه میپردازد و به همین دلیل به عنوان یکی از مهمترین روشهای رواندرمانی از آن یاد میشود. در ادامه این مقاله به شکل کامل به اینکه طرحواره درمانی چیست خواهیم پرداخت.
طرحواره درمانی چیست؟
طرحواره درمانی (Schema Therapy) به عنوان یک روش درمانی شناخته میشود که به شناخت و اصلاح الگوهای فکری ناسازگارانه که از دوران کودکی به طور معمول شکل میگیرند میپردازد. این طرحوارهها به طور خاص در کودکانی که نیازهای عاطفی و فیزیکی آنها برآورده نشده یا والدینی که مرزهای مشخص در ارتباطات نداشتهاند دیده میشود. این الگوها میتوانند بر روی افکار، احساسات و رفتار فرد در بزرگسالی تأثیر داشته باشند و باعث مشکلات بسیاری شوند.
در طرحواره درمانی از عناصر روان درمان شناختی رفتاری (CBT)، روانکاوی، گشتالت درمانی و رویکردهای مرتبط استفاده میشود تا به تغییر احساس منفی مرتبط با خاطرات کودکی فرد کمک گردد. این روش درمانی نسبتاً جدید است؛ اما مطالعات انجام شده هرچند در مقیاس کم نشان دادهاند که این روش میتواند در بهبود شرایط روحی فرد بسیار مؤثر باشد.
طرحواره چیست؟
پیش از پرداختن به طرحواره درمانی باید به طرحواره پرداخت. طرحواره یک الگوی عمیق شناختی– هیجانی است که مجموعهای از باورها، خاطرات، احساسات و برداشتهای ما درباره خود، دیگران و جهان را در بر میگیرد. این الگوها به طور معمول در سالهای اولیه زندگی و در تعامل با والدین یا مراقبان شکل میگیرند و میتوانند باعث مشکلات بسیاری در بزرگسالی شوند.
در واقع طرحوارهها لنزهایی هستند که از طریق آنها فرد دنیا را میبیند. اگر کودک در محیطی بزرگ شود که مرتباً طرد شده ممکن است دچار طرحواره «رهاشدگی» یا «بیارزشی» شود و در بزرگسالی هر نشانه کوچکی از فاصله گرفتن دیگران را به عنوان طرد شدن تفسیر کند.
ویژگیهای اصلی طرحوارهها عبارتاند از:
- عمیق و ریشهدار بودن: طرحوارهها معمولاً از دوران کودکی شکل میگیرند و سالها پایدار میمانند.
- بار هیجانی شدید: فعال شدن طرحوارهها با احساسات قوی مانند ترس، شرم، خشم یا غم همراه است.
- مقاومت در برابر تغییر: افراد اغلب بدون آگاهی از وجود طرحوارهها، رفتارهای خود را منطقی میدانند و به تکرار آنها ادامه میدهند.
تاریخچه طرحواره در روانشناسی
مفهوم طرحواره پیش از شکلگیری طرحواره درمانی در روانشناسی وجود داشت و توسط «ژان پیاژه» در سال ۱۹۲۳ مطرح شد. طرحواره درمانی از سال ۱۹۹۰ توسط «جفری یانگ» معرفی شد و از آن زمان توسعه یافت و اصلاحاتی در آن صورت گرفت. طرحواره درمانی یک روش مؤثر برای مفهومسازی و درمان اختلالات شخصیتی تلقی شد و بعدها افرادی همچون رافائلی، برنشتاین و یانگ و پس از آنها جاکوب و آرنتز ویژگیهای متمایز آن را توصیف و به سایر افراد معرفی کردند.
اهمیت شناخت طرحوارهها
شناخت طرحواره یک گام بسیار مهم در مسیر خودآگاهی و رشد فردی است. بسیاری از افراد سالها در چرخههای تکراری روابط ناسالم یا احساسات منفی مزمن گرفتار هستند بدون اینکه بدانند ریشه این چرخهها در چیست. زمانی که فرد طرحواره خود را میشناسد نتایج زیر رخ میدهد:
- فرد واکنشهای شدید هیجانی خود را بهتر درک میکند.
- فرد متوجه میشود که برخی تفسیرهای او از واقعیت بازتاب تجربیات گذشته هستند و نه لزوماً واقعیت فعلی.
- فرد میتواند مسئولیت تغییر الگوهای رفتاری ناسالم را بپذیرد.
این شناخت نخستین گام برای رهایی از الگوهای تکراری و حرکت به سوی زندگی سالمتر است.
انواع طرحوارهها در روانشناسی
انواع طرحواره در روانشناسی به شرح زیر هستند:
طرحواره رهاشدگی
افراد دچار این طرحواره همواره احساس میکنند افرادی که دوستشان دارند آنها را ترک میکنند و در نهایت تنها و بیپناه میمانند. فرد در این حالت از تنهایی میترسد و نگران است که اطرافیان دیگران را به او ترجیح دهند یا به واسطه مرگ و جدایی او را تنها بگذارند. این مسئله باعث میشود تا فرد وابستگی عاطفه داشته باشد. در صورتی که فرد در دوران کودکی یکی از مراقبین خود را از دست داده باشد یا اینکه والدین او در رسیدگی به نیازهای هیجانی و عاطفی فرد بیتوجهی کرده باشند این طرحواره رخ میدهد.
محرومیت هیجانی
فرد درگیر با این طرحواره در زندگی به شکل عمیقی احساس تنهایی میکند و همچنین احساس میکند هیچگاه دوست داشته شدن را تجربه نکرده و نخواهد کرد. این تصور که کسی به فرد اهمیت نمیدهد و احساسات او را درک نمیکند باعث میشود تا فرد از دست دیگران بسیار عصبانی باشد و از آنها کنارهگیری کند. یکی دیگر از نشانههای این طرحواره وارد رابطه شدن با افراد بیعاطفه، خشن، انعطافناپذیر و بیتوجه است.
طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری
در این طرحواره فرد انتظار بدرفتاری یا آسیب دیدن از دیگران را دارد. شنیدن دروغ، تحقیر شدن، دزدی یا کلاهبرداری از فرد از جمله مواردی هستند که فرد درگیر این طرحواره انتظار آنها را دارد و به همین دلیل ترجیح میدهد به هیچکس اعتماد نکند و به محافظت از خود بپردازد. روابط این افراد با دیگران سطحی و از صمیمیت کمی برخوردار است.
طرحواره طرد اجتماعی
این طرحواره به دلیل طرد شدن فرد از گروه همسالان خود در دوران کودکی و یا احساس تفاوت با دیگران به دلیل ویژگیهای مشخص رخ میدهد. این موارد باعث میشوند فرد از دیگران فاصله بگیرد و منزوی شود یا در موقعیتهای اجتماعی احساس حقارت داشته باشد.
طرحواره وابستگی
فرد دچار این طرحواره باور دارد که نمیتواند به تنهایی مسئولیتهای مختلف را به سرانجام برساند و به شکل مداوم نیاز به حمایت از دیگران برای انجام کارها دارد. این طرحواره بیشتر در کودکانی دیده میشود که بیش از حد از طرف والدین تحت حمایت بودهاند و به شکل مستقل اجازه عمل کردن نداشتند.
آسیبپذیری
این طرحواره باعث میشود فرد تصور کند که همواره فاجعه بزرگی در انتظار است و فرد از آن آسیب میبیند. این فاجعه میتواند مشکلات پزشکی، مالی، روانی و یا حتی حوادث طبیعی مانند زلزله باشد. کودکانی که والدین بیش از حد نگران سلامتی و امنیت آنها بودهاند بیشتر در معرض این طرحواره هستند.
طرحواره شکست
فرد دچار این طرحواره باور دارد که در زندگی شغلی، شخصی، ورزشی یا تحصیلی خود در مقایسه با دیگران شکست خورده است و شکستهای کوچک خود را بسیار بزرگ میکند.
طرحواره نقص شرم
این طرحواره به این باور اشاره دارد که فرد عیب و نقصهای زیادی دارد و برای دیگران دوست داشتنی نیست. فرد دچار این طرحواره تصور میکند دیگران متوجه کمبودهای او میشوند و او را ترک خواهند کرد.
طرحواره اطاعت
فرد درگیر این طرحواره به راحتی تسلیم خواستههای دیگران میشود و نیازها و علایق خود را فدای خواسته آنها میکند. این طرحواره به دلیل وجود والدین سلطهگر بیشتر رخ میدهد.
طرحواره معیارهای سختگیرانه
در این طرحواره فرد مدام در تلاش است تا به معیارها و استانداردهای بسیار بالای خود دست پیدا کند که این معیارها موضوعاتی مختلفی مانند پول، زیبایی، موفقیت و نظم را در بر میگیرند.
طرحواره استحقاق
فرد درگیر این طرحواره گمان میکند که فردی خاص و منحصربهفرد است و نسبت به دیگران برتری دارد. این باور به دلیل ارضای بیش از حد نیازها و نداشتن محدودیت شکل میگیرد.
طرحواره آمیختگی
فرد دچار این طرحواره بیش از حد در روابط خود درگیر میشود و حد و مرز مشخصی ندارد و به دیگران بسیار وابسته است. این طرحواره به دلیل وجود والدین کنترلگر، آزاردهنده یا بیش از حد محافظتکننده به وجود میآید.
طرحواره ایثار یا ازخودگذشتگی
این طرحواره باعث میشود تا فرد با هدف کمک به دیگران و فداکاری، نیازهای خود را نادیده بگیرد. این فداکاری باعث میشود تا فرد نسبت به دیگران احساس خشم پیدا کند.
طرحواره خویشتنداری ناکافی
این طرحواره اشاره به ناتوانی فرد در تحمل هرگونه ناکامی، ناتوانی در سرکوب تکانهها و خواستهها و انجام رفتارهای پرخطر دارد. وقتی این طرحواره بسیار شدید باشد رفتارهای مجرمانه یا اعتیادآور از فرد سر میزند.
بازداری هیجانی
فرد دچار این طرحواره کنشهای هیجانی یا بروز احساسات خود را به شدت سرکوب میکند زیرا از احساس شرم، عدم تأیید دیگران یا از دست دادن کنترل تکانههای خود میترسد. همچنین ممکن است به دلیل منطقی بودن بیش از حد، به عواطف و احساسات خود توجه نکند و در بیان نیازهای خود دچار مشکل باشد.
طرحواره تایید طلبی
این طرحواره اشاره به نیاز بیش از حد فرد بر جلب تأیید و توجه دیگران دارد. فرد دارای این طرحواره از افکار، احساسات و نیازهای خود چشمپوشی میکند تا تأیید اطرافیان را داشته باشد.
طرحواره تنبیه
افراد مبتلا به این طرحواره باور دارند که افراد باید به دلیل اشتباهات خود مجازات و تنبیه شوند. این طرحواره خود را به شکل خشونت کلامی، نادیده گرفتن یا انتقاد شدید نشان میدهد.
طرحواره منفیگرایی یا بدبینی
این طرحواره به تمرکز رایج و مداوم جنبههای منفی زندگی اشاره میکند. افراد دارای این طرحواره به شکل مداوم منتظر اتفاقات بد و نتایج منفی هستند.
تأثیر طرحوارهها بر زندگی
طرحوارهها به شکلهای مختلف میتوانند در سطح فردی، بین فردی و اجتماعی زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهند. برخی از تأثیرات طرحواره بر زندگی به شکل زیر هستند:
نقش طرحواره بر در انتخابهای زندگی
طرحوارهها میتوانند تأثیر بسیاری روی انتخابهای زندگی داشته باشند. آنها میتوانند باعث شوند فرد تصمیمات ناپایدار و غیرمنطقی بگیرد یا به شکل کلی از تصمیمگیری اجتناب کند و به خواستههای دیگران تن دهد. نقش طرحواره در انتخاب شغل، شریک عاطفی، سبک زندگی و تعاملات اجتماعی بسیار پررنگ است.
تأثیر طرحوارهها بر افکار و احساسات
طرحوارهها باعث میشوند تا افکار فرد نسبت به خود و دیگران غیرواقعی و تحریف شده باشد. همچنین طرحوارهها در افزایش احساساتی همچون خشم، اضطراب و احساس گناه بسیار تأثیر دارند.
نقش طرحواره بر روابط عاطفی
طرحوارههای ناسازگار میتوانند تأثیرات مخرب زیر را در روابط داشته باشند:
- داشتن انتظارات نامعقول و غیرمنطقی از طرف مقابل
- استفاده از سبکهای ارتباطی مخرب یا ناکارآمد مانند پرخاشگری
- درخواستنیازهای ارضا نشده کودکی در روابط عاطفی بزرگسالی
- وابستگی شدید یا اجتناب از نزدیکی و صمیمیت
- خودکمبینی و اعتماد به نفس پایین
تکنیکهای مورد استفاده در طرحواره درمانی
طرحواره درمانگران به طور معمول برای کشف و تغییر طرحوارههای ناسازگار از تکنیکهای مختلفی بهره میگیرند. دو مفهوم مهم در استفاده از این تکنیکها وجود دارد که به شرح زیر هستند:
رویارویی همدلانه
در طی این رویارویی درمانگر به کشف و تشخیص طرحوارههای فرد میپردازد و به آنها اعتبار میدهد. سپس در عین اینکه با فرد در رابطه با این طرحوارهها همدلی میکند به او کمک میکند تا اهمیت تغییر آنها را نیز درک کند.
باز والدگری با حدومرز
درمانگر با ارائه شفقت، احساس امنیت و احترام کمک میکند تا نیازهای عاطفی برآورده نشده فرد در دوره کودکی برطرف گردد؛ ولی در عین حال حد و مرزهای اتاق درمان رعایت شود.
تکنیکهای طرحواره درمانی
از چهار دسته تکنیک در طرحواره درمانی استفاده میشود که به شرح زیر هستند:
تکنیکهای هیجانی
در این تکنیکها درمانگر از هیجانات فرد برای مقابله با طرحواره استفاده میکند. این تکنیکها کمک میکنند تا فرد در فضای امن اتاق درمان به تجربه صحیح هیجانات خود بپردازد. تکنیکهای هیجانی شامل تجسم هدایت شده و ایفای نقش میشود.
تکنیکهای بین فردی
با این تکنیکها فرد میتواند به بررسی روابط خود بپردازد و چگونگی تأثیرگذاری طرحوارهها بر آنها را شناسایی کند. این کار کمک میکند تا فرد بتواند الگوهای مشابهی را در زندگی خود کشف کند.
تکنیکهای شناختی
این تکنیکها شامل شناسایی و به چالش کشیدن الگوهای فکری غلط هستند. این الگوهای فکری با واقعیت مطابقت ندارند و در واقع از طرحوارهها نشئت گرفتند. این کار از طریق استفاده از فلش کارتها یا مکالمات ساختاری صورت میگیرد که در آن فرد هم به نفع یک طرحواره و هم بر برخلاف آن صحبت میکند.
تکنیکهای رفتاری
درمانگر با استفاده از تکنیکهای رفتاری به فرد کمک میکند تا الگوهای رفتاری پرتکرار خود را تغییر دهد و انتخابهای مثبت و سالمی داشته باشد. برای تغییر این الگوها ممکن است روی مهارتهای ارتباطی از طریق ایفای نقش کار شود. همچنین ممکن است در فاصله بین جلسات درمانگر از فرد بخواهد تمریناتی را انجام دهد.
سبکهای مقابلهای با طرحواره
سبکهای مقابلهای به واکنشهای فکری و احساسی یا رفتاری فرد در برابر طرحوارهها گفته میشود که به عنوان راهی جهت اجتناب از احساسات دردناک و طاقتفرسا به وجود آمدهاند. سبکهای مقابلهای از هر فردبهفرد دیگر متفاوتاند و هر فرد بر اساس خلقوخو یا شیوه مقابله والدینش واکنش نشان میدهد. سه سبک اصلی مقابله با طرحواره به شرح زیر هستند:
تسلیم: در این نوع مقابله فرد طرحواره خود را پذیرفته و در برابر آن تسلیم میشود. در این سبک فرد الگوهای رفتاری خواهد داشت که به تقویت طرحوارهها یا استمرار آنها منجر میگردد.
اجتناب
در این سبک فرد تلاش دارد تا به شکلی زندگی کند که طرحوارههایش تحریک نشود. به طور مثال فرد از فعالیتها یا موقعیتهایی که به او احساس آسیبپذیری میدهند اجتناب میکند. این اجتناب میتواند فرد را مستعد مصرف مواد، انجام رفتارهای پرخطر یا تکانشی کند.
جبران افراطی
در این سبک مقابلهای فرد تلاش میکند تا با طرحواره خود مبارزه کند و کاملاً در جهت مخالف آن اقدام نماید. اگرچه در ابتدا این سبک ممکن است پاسخی سالم در نظر گرفته شود؛ اما در نهایت میتواند باعث رفتارهای پرخاشگرانه، مطالبهگری، بیحسی یا واکنش افراطی شود و بر روی روابط با دیگران تأثیرات منفی داشته باشد.
طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است؟
طرحواره درمانی مناسب افرادی است که مشکلات زیر را دارند:
- مشکلات مزمن در روابط عاطفی دارند.
- از احساس پوچی یا بیارزشی رنج میبرند.
- مبتلا به اختلالات شخصیت هستند.
- به درمانهای کوتاهمدت پاسخ کافی ندادهاند.
- الگوهای رفتاری تکراری و آسیبزننده دارند.
جلسات و دوره طرحواره درمانی چگونه است و چقدر طول میکشد؟
جلسات طرحواره درمانی به طور معمول در دو مرحله انجام میشود. در مرحله اول درمانگر با بررسی طرحوارههای ناسازگار اولیه، سبکهای مقابلهای و ذهنیتهای طرحوارهای تلاش میکند تا به شناسایی ریشه مشکلات فرد بپردازد. در مرحله دوم درمانگر با تکنیکهای طرحواره درمانی به تغییر این الگوها کمک میکند.
برای استفاده از طرحواره درمانی میتوان به کلینیکهای روانشناسی همچون کلینیک رونشناسی پایا مراجعه کرد. در این کلینیک روانپزشکان باتجربه همچون دکتر « دکتر حسین فوده» راهنماییهای لازم را برای طرحواره درمانی ارائه میکنند.
کلام پایانی
طرحواره درمانی یک رویکرد عمیق و تحولآفرین در رواندرمانی است که به ریشه مشکلات هیجانی و رفتاری میپردازد. این طرح درمانی کمک میکند تا افراد متوجه شوند چرا در برخی موقعیتها واکنشهای شدید و تکراری نشان میدهند و چگونه میتوانند به تغییر الگوهای قدیمی و ناسالم بپردازند. اگر احساس میکنید در چرخههای تکراری رنجآور گرفتار شدهاید، طرحوارهدرمانی میتواند دریچهای برای فهم عمیقتر خود و تجربه زندگی سالمتر باشد.
سوالات متداول
طرحوارهها باورها و احساسات تثبیتشدهای هستند که فرد درباره خود، دیگران و جهان در ذهن دارد و اغلب بهصورت ناخودآگاه رفتار او را هدایت میکنند.
این روش برای افرادی که با مشکلات مزمن در روابط، عزتنفس پایین، الگوهای تکرارشونده شکست یا آسیبهای دوران کودکی درگیر هستند، کاربرد زیادی دارد.
خیر؛ هرچند ریشهها در گذشته بررسی میشوند، اما هدف اصلی تغییر الگوهای رفتاری و هیجانی در زمان حال است.
مدت درمان به شدت طرحوارهها و میزان همکاری فرد بستگی دارد، اما معمولاً در مقایسه با درمانهای کوتاهمدت، فرایندی عمیقتر و طولانیتر است.