ساعات کاری شنبه تا پنج شنبه ساعت ۱۰:۰۰ الی ۱۹:۰۰

خانه/مقالات/خود‌شیفتگی و علائم خودشیفتگی چیست؟
مقالات

خود‌شیفتگی و علائم خودشیفتگی چیست؟

خود‌شیفتگی و علائم خودشیفتگی چیست؟
۲۰ تیر ۱۴۰۴ 79 بازدید
شمیم

در فرهنگ لغت انگلیسی کالینز، خودشیفتگی اینطور تعریف شده است: علاقه‌ای خاص یا تحسین افراطی از خود، به‌ویژه در مورد وضعیت ظاهری خود”
که نوعی خود‌پرستی است و اغلب با علاقمندی افراطی و شدید به آسایش شخصی و مهم بودن و توانایی زیاد همراه است.

خود‌شیفتگی مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصیتی است که در همهٔ ما تا حدودی وجود دارد اما در موارد حاد و افراطی آن به عنوان نوعی اختلال شخصیتی و ناهنجاری ذهنی شناخته می‌شود که به آن اختلال شخصیت خود‌شیفته می‌گویند.

نویسنده این مقاله:  دکتر محمدرضا نجارزادگان _ روانشناس، نوروتراپیست و زوج‌درمانگر

نشانه های خود‌شیفتگی و علائم خودشیفتگی

نشانه های خود‌شیفتگی و علائم خودشیفتگی

خودشیفتگی نوعی اختلال شخصیتی است که در آن فرد دچار حس خودبزرگ‌بینی، نیاز شدید به تحسین و ناتوانی در همدلی با دیگران می‌شود. این افراد اغلب خود را خاص و برتر از دیگران می‌دانند، اما در پشت این ظاهر، عزت‌نفس شکننده‌ای دارند که به شدت به تأیید بیرونی وابسته است. علائم شامل احساس برتری، خیال‌پردازی درباره موفقیت، بی‌توجهی به دیگران و نیاز مداوم به تحسین است.

خود‌بزرگ‌بینی افراطی و احساس شدید مهم بودن

این افراد خود را بسیار خاص و برتر از دیگران می‌دانند. اغلب باور دارند که دیگران باید آن‌ها را تحسین کرده و با احترام خاصی با آن‌ها رفتار کنند.

خیال‌پردازی درباره موفقیت و قدرت

ذهن آن‌ها درگیر تخیلات غیرواقع‌بینانه‌ای از موفقیت، شهرت، قدرت یا عشق ایده‌آل است. این خیالات باعث می‌شود از واقعیت فاصله بگیرند.

باور به منحصر‌به‌فرد بودن

فرد خودشیفته معتقد است که تنها افراد خاص و برجسته می‌توانند او را درک کنند یا با او در ارتباط باشند. این باور باعث فاصله گرفتن از دیگران می‌شود.

حق‌به‌جانب بودن

احساس می‌کنند که باید بدون دلیل یا تلاش، خدمات خاصی دریافت کنند. اغلب از دیگران توقع دارند خواسته‌هایشان را بی‌چون‌وچرا برآورده کنند.

سوءاستفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف

برای رسیدن به خواسته‌ها یا منافع شخصی، از دیگران بهره‌کشی می‌کنند. احساس گناه یا پشیمانی در این زمینه ندارند.

نداشتن احساس همدلی و بی‌توجهی به احساسات دیگران

نمی‌توانند یا نمی‌خواهند احساسات و نیازهای دیگران را درک کنند. اغلب رفتارهایشان باعث آسیب عاطفی به اطرافیان می‌شود.

حسادت به دیگران

از موفقیت‌ها یا دارایی‌های دیگران احساس ناراحتی و رقابت دارند. گاه به دنبال تضعیف یا تحقیر فردی هستند که به او حسادت می‌ورزند.

رفتار متکبرانه و نگاه از بالا به پایین

با دیگران با تحقیر یا بی‌احترامی برخورد می‌کنند. زبان بدن و کلمات آن‌ها اغلب نشان از خودبرتربینی دارد.

حساسیت بالا نسبت به اهمیت خود

انتظار دارند همیشه در مرکز توجه باشند. کوچک‌ترین بی‌توجهی را حمل بر توهین یا بی‌احترامی می‌دانند.

پیوسته به دنبال توجه و تشویق بودن

به‌طور افراطی نیاز به تحسین و تأیید دارند. اگر از سوی دیگران تأیید نشوند، ممکن است دچار خشم یا افسردگی شوند.

احساس برتری

خود را باهوش‌تر، زیباتر یا باارزش‌تر از دیگران می‌دانند. این احساس باعث می‌شود دیگران را کمتر از خود ببینند.

توقع دارند نظر دیگران با انتظارات‌شان منطبق باشد

نظرات مخالف یا نقدها را نمی‌پذیرند. اگر دیگران مطابق میل آن‌ها عمل نکنند، واکنشی شدید نشان می‌دهند.

اغراق در دستاوردها و استعدادهای خود

دستاوردهای شخصی یا توانایی‌هایشان را بیش از اندازه واقعی جلوه می‌دهند. این کار را برای جلب تحسین و تأیید انجام می‌دهند.

حسادت دوطرفه (حسادت به دیگران و اعتقاد به حسادت دیگران)

هم به دیگران حسادت می‌ورزند و هم باور دارند دیگران نسبت به آن‌ها حسادت دارند. این حس باعث رقابت ناسالم می‌شود.

بهره‌برداری از دیگران برای سود شخصی

روابط‌شان اغلب ابزاری است. از دیگران به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف شخصی‌شان استفاده می‌کنند.

افکار وسواسی درباره موفقیت، قدرت، هوش یا زیبایی

ذهنشان اغلب درگیر این افکار است و خود را در اوج این ویژگی‌ها تصور می‌کنند. این افکار می‌تواند عملکرد واقعی را مختل کند.

رقابت بیش از حد

تمایل شدید دارند که همیشه برنده باشند، حتی در موقعیت‌هایی که رقابت ضرورتی ندارد. شکست برای آن‌ها تحقیرآمیز است.

عبارات خودخواهانه

جملات و رفتارهایشان نشان می‌دهد که فقط خودشان مهم هستند. معمولاً از ضمیر “من” بیش از حد استفاده می‌کنند و توجهی به دیگران ندارند.

عبارات خودخواهانه

مثالی از یک فرد خودشیفته

آتنا در مهمانی مهمی دعوت بود یکی از شرکت کنندگان در آن مهمانی که فرد محترم و عزیزی نیز بود دچار توهم و خودشیفتگی و خود بینی بود.
او مراتباٌ از اخلاق و شغلی خود تعریف و
تمجید میکرد و با چشم حقارت به دیگران نگاه میکرد و به قولی گرفتار ((خود شیفتگی))
یا به اصطلاح انگلیسی زبانها « نارسیسم» شده بود .
مرتباٌ دستها را به هم می مالید و به
گونه های مختلف انگشتری چندمیلیونی برلیان خود را به رخ دیگران می کشید.
از لباس مارکدار و کیف و کفش خود می گفت….
از رده شغلی و اخلاق خاص خودش میگفت و خانواده خود را از بزرگان علم و… میدانست خلاصه نبض مجلس را به دست گرفته و فرصتی داشت تا حسابی خود نمایی کند و «خویشتن دروغی» را به دیگران معرفی نماید.

نتیجه گیری

خودشیفتگی، اگرچه ممکن است در سطحی خفیف در بسیاری از افراد دیده شود، اما زمانی که به شکل افراطی بروز کند، می‌تواند روابط شخصی، اجتماعی و حرفه‌ای فرد را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، به دلیل نیاز شدید به تحسین و ناتوانی در همدلی با دیگران، اغلب دچار چالش‌های عمیقی در تعاملات انسانی می‌شوند. شناخت به‌موقع نشانه‌ها، آگاهی‌بخشی و در صورت لزوم، مراجعه به روان‌درمانگر، می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی این افراد و اطرافیان‌شان کمک کند.

سوالات متداول

خودشیفتگی طبیعی می‌تواند شامل اعتماد‌به‌نفس یا علاقه به خود باشد، اما در اختلال خودشیفتگی، این ویژگی‌ها به‌شدت اغراق‌آمیز، مزاحم و آسیب‌زا برای فرد و اطرافیان می‌شوند.

 

علت دقیق مشخص نیست، اما ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی، سبک تربیتی، و تجارب دوران کودکی می‌تواند در شکل‌گیری آن نقش داشته باشد.

 

درمان این اختلال ممکن است دشوار باشد، اما با روان‌درمانی (مخصوصاً درمان شناختی-رفتاری) و حمایت مداوم، فرد می‌تواند آگاهی بیشتری از رفتار خود پیدا کرده و روابط سالم‌تری برقرار کند.

در بسیاری موارد، این افراد آگاهی کمی نسبت به اثر رفتارشان بر دیگران دارند و ممکن است تا زمانی که با بحران جدی مواجه نشوند، به دنبال درمان نروند.

 

برخورد با چنین افرادی نیازمند حفظ مرزهای روشن، پرهیز از درگیر شدن در بازی‌های روانی و در صورت نیاز، مشورت با مشاور یا روان‌درمانگر است.

اشتراک گذاری

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید