- غمگینی و احساس نا امیدی
- تحریک پذیری، خشم و خصومت
- گریه کردن های مکرر
- دوری گزینی از دوستان و تمایل به گوشه گیری
- بی علاقگی به فعالیت ها
- افت عملکرد تحصیلی
- بی قراری و کلافگی
- برهم خوردن الگوی خواب و اشتها
- احساس بی ارزشی و گناه
- کاهش انگیزه و احساس ناتوانی
- خستگی و
- کاهش انرژی
کاهش تمرکز - شکایت از درد و مشکلات جسمی متعدد
- حساسیت زیاد به انتقاد و زودرنجی
- بهانه گیری و شاکی بودن بیش از حد
- احساس تنهایی و اینکه دیگران آن ها را درک نمی کنند
- تمایل به مصرف سیگار یا مواد مخدر
- این احساس که فعالیت های لذت بخش برایش چندان خوشایند نیست.
- آرزوی مردن، افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی
- ترس، نگرانی و اضطراب زیاد همراه با سایر نشانه ها
- همان گونه که در مورد کودکان هم گفته شد صرف وجود یک یا دو علائم نشان دهنده تشخیص
- قطعی افسردگی نیست و برای تشخیص، ارزیابی باید توسط روانپزشک انجام شود.
نویسنده این مقاله: دکتر محمدرضا نجارزادگان _ روانشناس، نوروتراپیست و زوجدرمانگر
طرز رفتار صحیح با نوجوان افسرده
گفتوگو با نوجوان افسرده نیازمند همدلی، صبوری و دوری از قضاوت است. بهتر است فضای امنی برای صحبت فراهم کنید، احساسات او را جدی بگیرید و به جای نصیحت، بیشتر شنونده باشید. حمایت عاطفی مداوم میتواند تأثیر مثبتی بر روند بهبودی داشته باشد. برخی از این موارد شامل:
مقاله مرتبط: چطور با کودک یا نوجوانمان در مورد مسائل روانی صحبت کنیم؟
بیشتر گوش دهید کمتر سخنرانی کنید.
در مواجهه با نوجوانی که نشانه های افسردگی دارد، سعی کنید بیشتر شنونده باشید و به گفته هایش گوش دهید. برای نوجوان سخنرانی نکنید و سعی نکنید مشکل بی حوصلگی، بی انگیزگی، کج خلقی، عصبانیت و … را با نصیحت حل کنید.
نوجوان را سرزنش و در مورد او قضاوت نکنید.
نوجوان را بخاطر نشانه های افسردگی سرزنش نکنید و مقصر جلوه ندهید. بروز این نشانه ها و رفتارها ناشی از افسردگی است و نوجوان ممکن است نتواند به راحتی احساسات و رفتارش را تغییر دهد.
به احساساتش اهمیت دهید.
احساسات نوجوان را نادیده نگیرید. نگوئید چیز مهمی نیست. بلکه به احساساتش اهمیت دهید می توانید بگوئید من می دونم که تو نارحت و بی حوصله هستی و شرایط دشوار و رنج آوری را تجربه می کنی و برای کمک به حل این مشکل آماده ام.
آنچه می توان برای کمک به نوجوان افسرده انجام داد
هرچند درمان اختلال افسردگی نیازمند مداخلات داروئی یا رواندرمانی است که باید توسط افراد متخصص انجام شود ولی برخی اقدامات می توانند روند بهبودی را تسهیل کنند. برخی از این اقدامات عبارتند از:
نوجوان را به برقراری ارتباط اجتماعی ترغیب کنید.
فرد افسرده تمایل به انزوا و دوری از دیگران دارد. انزوا افسردگی را تشدید و برقراری روابط اجتماعی نشانه های افسردگی را کاهش می دهد. لذا نوجوان را تشویق کنید که روابط اجتماعی اش را ادامه دهد.
دعوت کردن از دوستان و شرکت در مهمانی های خانوادگی از جمله اقداماتی است که می توان انجام داد.
زمانی را برای گفتگوی چهره به چهره با نوجوان اختصاص دهید.
در هر روز مدت زمانی بصورت چهره به چهره بدون اینکه همزمان فعالیت دیگری داشته باشید با نوجوان خود گفتگو کنید. اشکالی ندارد راجع به افسردگی و احساسات وی صحبت کنید ولی مهم است که حمایت کننده باشید.
گفتگوی چهره به چهره افسردگی نوجوان را کاهش می دهد.
نوجوان را درگیر فعالیت های گروهی و رقابتی نمائید.
فعالیت های ورزشی، موسیقی، هنر و … که مورد علاقه کودک یا نوجوان هم باشد می تواند باعث افزایش انگیزه به ادامه فعالیت شود.
مشارکت در فعالیت های خیرخواهانه را تشویق کنید.
حضور و مشارکت در فعالیت های خیرخواهانه می تواند اعتماد بنفس نوجوان را افزایش دهد.
نتیجه گیری
در نهایت، گفتوگو با نوجوانی که دچار افسردگی است، میتواند نقش مهمی در کاهش فشار روانی او ایفا کند. وقتی نوجوان احساس کند شنیده میشود و تنها نیست، انگیزه بیشتری برای پذیرش کمک و شروع مسیر درمان پیدا میکند. با ایجاد رابطهای مبتنی بر اعتماد، صمیمیت و آرامش، میتوان قدمی مؤثر در جهت بهبود وضعیت روانی او برداشت.
سوالات متداول
افسردگی یک اختلال روانی جدی است که با علائم پایدار مانند ناامیدی، بیانگیزگی، گوشهگیری، اختلال در خواب یا اشتها و حتی افکار خودکشی همراه است و با ناراحتیهای گذرا و طبیعی متفاوت است.
خیر. بسیاری از نوجوانان نمیدانند دچار افسردگی شدهاند یا نمیتوانند احساسات خود را بهدرستی بیان کنند. به همین دلیل، والدین و اطرافیان باید به علائم رفتاری توجه ویژه داشته باشند.
از جمله علائم رایج: غمگینی طولانی، گوشهگیری، کاهش تمرکز، تحریکپذیری، افت تحصیلی، افکار مرگ، بیعلاقگی به فعالیتها و تغییر در خواب یا اشتها.
بیشتر گوش دهید تا اینکه سخنرانی کنید. با همدلی، بدون قضاوت یا سرزنش به احساسات او احترام بگذارید و حمایتگر باشید.
افسردگی معمولاً ناشی از مجموعهای از عوامل ژنتیکی، محیطی، هورمونی و روانی است. محیط خانواده میتواند نقش مهمی در تشدید یا کاهش آن داشته باشد، اما الزاماً والدین مقصر نیستند.