شرایط جنگی پیامدهای روانی بلندمدتی بر بازماندگان خود، چه نظامی و چه غیرنظامی، به جای میگذارد. تروماهای جنگی اغلب به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب و مشکلات شناختی-هیجانی منجر میشوند. این مقاله با رویکردی بینرشتهای، به بررسی شیوههای درمانی مؤثر شامل رواندرمانی، دارودرمانی، درمانهای مکمل و حمایتهای اجتماعی میپردازد. پژوهشها نشان میدهند که درمانهای ترکیبی و مبتنی بر شواهد بیشترین اثربخشی را در بهبود کیفیت زندگی این افراد دارند.
در صورت تمایل می توانید به فایل صوتی این محتوا گوش دهید
نویسنده این مقاله: دکتر محمدباقر سبطالشیخ _ روانشناس، نوروتراپیست و زوجدرمانگر
تاثیر جنگ بر سلامت روان
جنگ یکی از شدیدترین تجارب آسیبزا برای روان انسان است. افرادی که در معرض مستقیم یا غیرمستقیم جنگ قرار گرفتهاند، ممکن است دچار واکنشهای روانشناختی شدید و پایدار شوند. بدون مداخله تخصصی، این آسیبها میتوانند به اختلالات مزمن و ناتوانکننده منجر شوند.
انواع تروماهای جنگی
تروماهای جنگی بهطور کلی شامل تروماهای جسمی (مثل زخمها، قطع عضو، یا ناتوانیهای دائمی)، تروماهای روانی (مثل PTSD، اضطراب، افسردگی و احساس گناه بازمانده) و تروماهای اجتماعی (مثل بیخانمانی، جدایی از خانواده، یا طرد شدن توسط جامعه) میشوند. این آسیبها میتوانند بهصورت همزمان و پیچیده بروز کنند و زندگی فرد را در ابعاد مختلف مختل کنند.
مقاله مرتبط: بررسی جامع انواع اختلالات اضطرابی
اختلال استرس پس از سانحه PTSD
وقتی پیش میآید که کسی یک اتفاق خیلی ترسناک یا تکاندهنده (مثل جنگ) را تجربه کرده و بعد از آن، هنوز دچار کابوس، یادآوریهای آزاردهنده و ترس شدید میشود. این مشکل باعث میشود انگار مغز و بدن او هنوز در همان خطر گیر کرده باشند و نتواند آرام شود.
افسردگی اساسی
افسردگی اساسی یعنی حالتی که فرد برای مدت طولانی احساس غم، بیانرژی و بیحوصلگی میکند و چیزهایی که قبلاً دوست داشت دیگر برایش خوشایند نیستند. این وضعیت روی خواب، اشتها و فکر کردن هم تاثیر میگذارد و باعث میشود زندگی روزمره خیلی سخت شود. اما با کمک درمان و حمایت میتوان بهبود پیدا کرد.
اختلال اضطراب فراگیر
اختلال اضطراب فراگیر یعنی وقتی یک نفر همیشه و بدون دلیل خاص نگران و مضطرب است، حتی درباره چیزهای کوچک یا روزمره وجود دارد. این نگرانی زیاد باعث خستگی، مشکل در تمرکز و مشکلات جسمی مثل دلدرد یا سردرد میشود. با کمک درمان میتوان این اضطراب را کنترل کرد و زندگی راحتتر شود.
مقاله مرتبط: نشانههای اضطراب شدید و راههای کنترل آن
اختلالات روانتنی
اختلال روانتنی زمانی بوجود میآید که مشکلات روانی مثل استرس یا اضطراب باعث درد یا بیماریهای جسمی مثل سردرد، دلدرد یا تپش قلب میشوند، بدون اینکه علت جسمی واضحی وجود داشته باشد.
بیخوابی
سختی در خوابیدن یا نخوابیدن کافی که باعث خستگی و مشکلات تمرکز در طول روز میشود.
بیاحساسی هیجانی
وقتی فرد احساساتش را ضعیف یا کمرنگ میبیند و نمیتواند خوب خوشحال، ناراحت یا عصبانی شود، انگار که دچار بیحسی عاطفی شده باشد.
گناه بازمانده
وقتی کسی که از یک اتفاق وحشتناک (مثل جنگ یا حادثه) جان سالم به در برده، احساس میکند مقصر است که زنده مانده و دیگران نه، و مدام خودش را سرزنش میکند.
خشم مفرط
به مواردی چون: زود از کوره در رفتن، زود عصبانی شدن و از دست دادن کنترل همچنین احساس عصبانیت، حتی برای مسائل کوچک گفته میشود.
اجتناب اجتماعی
فرد در این شرایط به دوری کردن از جمعها، مهمانیها یا حتی خانواده و دوستان دچار شده چون بودن با دیگران برای فرد استرسزا یا ناراحتکننده است.
رویکردهای درمانی
رویکردهای درمانی تروماهای ناشی از شرایط جنگ، مجموعهای از مداخلات روانشناختی، دارویی و حمایتی هستند که با هدف کاهش علائم آسیب روانی، بازسازی عملکرد فردی و افزایش تابآوری ارائه میشوند. این روشها باید متناسب با شدت تروما، نیاز فرد و مرحله مواجهه با بحران انتخاب و ترکیب شوند.
رواندرمانیهای مبتنی بر شواهد
درمانهای روانشناختی خط اول درمان PTSD و تروماهای جنگی هستند. CBT (Cognitive Behavioral Therapy) و CPT (Cognitive Processing Therapy) به کمک بازسازی شناختی، کاهش اجتناب، و مواجهه تدریجی به فرد در بازپردازش تجربه تروماتیک کمک میکنند.
CBT (درمان رفتاری-شناختی)
یاد بگیریم چطور فکرهای منفی و ترسناک را بشناسیم و آنها را به فکرهای منطقیتر و آرامتر تبدیل کنیم، تا احساس و رفتار ما بهتر شود.
CPT (درمان پردازش شناختی)
شبیه CBT است، اما مخصوصاً روی تغییر فکرهای اشتباه و احساس گناه یا شرمی که بعد از تروما (مثل جنگ) به وجود آمده کار میکند، تا فرد دوباره احساس امنیت و ارزشمندی کند.
درمان EMDR
درمان بازپردازش و حساسیتزدایی از طریق حرکات چشم (EMDR) یکی از مؤثرترین روشهای پردازش تجربیات جنگی است که بدون نیاز به بازگویی کامل خاطره، امکان پردازش هیجانی آن را فراهم میسازد.
در این روش با کمک حرکت دادن چشمها (یا تحریک دوطرفه مثل ضربههای ملایم) به مغز کمک میکند خاطرات ناراحتکننده را پردازش و آرام کند. این روش مخصوصاً برای درمان خاطرات تلخ، ترسها یا آسیبهای روحی مثل ترومای جنگی کاربرد دارد. در نتیجه، احساس و فکر فرد نسبت به آن خاطرات کمتر آزاردهنده میشود.
دارودرمانی
داروهای SSRI و SNRI مانند سرترالین، پاروکستین و دولوکستین در کاهش نشانههای PTSD و افسردگی مؤثر شناخته شدهاند. در برخی موارد، از داروهای تثبیتکننده خلق یا ضدروانپریشی نیز استفاده میشود.
درمانهای مکمل و جایگزین
در تروماهای جنگی شامل روشهایی است که به کاهش استرس، بهبود تنظیم هیجانی و تقویت تابآوری روانی کمک میکنند. این رویکردها معمولاً در کنار درمانهای اصلی (رواندرمانی و دارودرمانی) بهکار میروند تا روند بهبودی را تسهیل کنند.از جمله ی آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود.
نوروفیدبک و فوتوبیومدولاسیون
روشهایی مانند نوروتراپی و تحریک مغزی غیرتهاجمی به تنظیم عملکرد نورونها کمک کرده و آرامسازی سیستم عصبی را تسهیل میکنند.
در نوروفیدبک، فرد یاد میگیرد چطور امواج مغزی خود را آرامتر و منظمتر کند. این روش به مغز کمک میکند خودش را بهتر تنظیم کند و از استرس، ترس و خاطرات آزاردهنده جنگی کم شود. بهنوعی شبیه «ورزش دادن مغز» است تا آرامتر و قویتر شود.
فوتوبیومدولاسیون (نوردرمانی با لیزر یا LED) با تاباندن نور خاصی به سر یا بدن، به سلولهای مغز کمک میکند بهتر کار کنند و آرامتر شوند. این روش میتواند اضطراب، افسردگی و خواب بد ناشی از تروماهای جنگی را کاهش دهد. بدون درد است و معمولاً فرد فقط نور ملایمی را حس میکند.
ذهنآگاهی و یوگا
تمرینهای مبتنی بر ذهنآگاهی، مراقبه و یوگا در کاهش علائم اضطراب، افزایش احساس کنترل و اتصال به بدن مؤثرند. ذهنآگاهی یعنی یاد بگیریم فکر و احساسهای خودمان را بدون قضاوت، همینطور که هستند، در لحظه ببینیم و بپذیریم. این کار به کسانی که از خاطرات تلخ جنگ رنج میبرند کمک میکند کمتر درگیر گذشته شوند و آرامش بیشتری پیدا کنند. مثل تمرینی است برای زندگی کردن در «اینجا و اکنون» و سبکتر شدن ذهن.
حمایت اجتماعی و گروهدرمانی
گروهدرمانی و حمایتهای اجتماعی نقش کلیدی در بازیابی حس تعلق، درک متقابل و معنا یافتن تجربه آسیب دارند. ارتباط انسانی از مهمترین منابع بازسازی روانی پس از جنگ است.
مداخلات فوری پس از بحران
در روزها و هفتههای نخست پس از مواجهه با جنگ یا فجایع، مداخلات روانی اجتماعی اولیه (PFA) باید اجرا شوند. این مداخلات شامل اطمینانبخشی، حمایت هیجانی و فراهم کردن منابع، نه بازآفرینی مجدد تجربه آسیبزا است.
نتیجهگیری
درمان تروماهای جنگی نیازمند رویکردی چندبعدی، تخصصمحور و همدلانه است. ترکیب رواندرمانیهای مبتنی بر شواهد با درمانهای مکمل و حمایتهای اجتماعی میتواند فرآیند بازسازی روانی افراد جنگزده را تسهیل کند. مداخلات بهموقع و پیوسته، کلید ارتقای تابآوری و کیفیت زندگی پس از تجربه جنگ است.
منابع
American Psychological Association. (2020). Clinical practice guideline for the treatment of posttraumatic stress disorder (PTSD) in adults. APA.
Davidson, J. R. (2000). Pharmacotherapy of posttraumatic stress disorder: treatment options, long-term follow-up, and predictors of outcome. The Journal of Clinical Psychiatry, 61(5), 52-56.
Herman, J. L. (1997). Trauma and recovery: The aftermath of violence–from domestic abuse to political terror. Basic Books.
Neria, Y., Nandi, A., & Galea, S. (2008). Post-traumatic stress disorder following disasters: a systematic review. Psychological Medicine, 38(4), 467–۴۸۰. https://doi.org/10.1017/S0033291707001353
Polusny, M. A., Erbes, C. R., Thuras, P., Moran, A., Lamberty, G. J., Collins, R. C., … & Lim, K. O. (2015). Mindfulness-based stress reduction for posttraumatic stress disorder among veterans: A randomized clinical trial. JAMA, 314(5), 456–۴۶۵.
سوالات متداول
تروماهای جنگی شامل آسیبهای روانی ناشی از تجربه مستقیم یا غیرمستقیم جنگ هستند که میتوانند منجر به اختلالاتی مانند PTSD، افسردگی، اضطراب، بیخوابی و اختلالات روانتنی شوند.
علائم PTSD شامل فلشبک، کابوس، اجتناب از یادآورها، تحریکپذیری، احساس بیحسی هیجانی و اضطراب مداوم است. این اختلال معمولاً در پی تجربه وقایع بسیار استرسزا مانند جنگ رخ میدهد.
در روزهای نخست پس از بحران، اجرای مداخلات روانی-اجتماعی اولیه (PFA) شامل اطمینانبخشی، حمایت هیجانی و کمک به تأمین نیازهای اولیه روانی توصیه میشود.
بله، این نوع تروماها بسیار عمیق و پیچیده هستند و باید توسط رواندرمانگران متخصص، به ویژه با رویکردهای مبتنی بر شواهد، درمان شوند.
بهترین نتایج زمانی حاصل میشوند که درمانهای مختلف مانند رواندرمانی، دارو، تمرینهای ذهنآگاهی و حمایت اجتماعی به صورت هماهنگ و برنامهریزیشده استفاده شوند.